تبليغاتX
بافته ها
بافته ها

شاعر اگر سعدی شیرازی است × بافته های من و تو بازی است

اصولا اینجور مطالب که خارج از بحث اصلی ما اساسا شعر و شاعری است در وبلاگم نمی گنجد اما به دلیل محبوب بودن این چهره ی جهانی و جالب بودن مطلب بد ندوستم اگر شما هم بخونید ...

دالتون

بیوگرافی مستربين (کمدین بزرگ)

 

(روان آتكينسون) معروف به (مستربين) كمدين معروفي كه سال‌هاست

 

خنده را بر لبان مردم دنيا مي‌نشاند، در 6 ژانويه 1955 در (نيوكاسل) انگليس

 

 در منطقه (تينه) متولد شد. پدرش (اريك آتكينسون) و مادرش (الا مي)‌ نام

 

 داشت. او دو برادر بزرگ‌تر به نام‌هاي (روبرت) و (رودني) دارد. پدرش يك

 

 مزرعه‌دار ساده بود. (روان) بعد از اتمام تحصيلات ابتدايي و دبيرستان در

 

دانشگاه (نيوكاسل) در رشته مهندسي برق مشغول به تحصيل شد. مدتي

 

 بعد دانشگاهش را به


(آكسفورد) منتقل كرد و تحصيلاتش را در همان رشته در دانشگاه

 

(آكسفورد) به پايان رساند.

 

او از نوجواني به بازي در نقش‌هاي كمدي علاقه فراواني داشت. او در اين

 

زمينه از استعداد خاصي برخوردار بود. (روان) در دانشگاه (آكسفورد) با

 

فيلمنامه‌نويس طنز معروف (ريچارد كورتس) آشنا شد و فعاليت‌هايش را در

 

زمينه بازيگري كمدي زيرنظر اين فيلمنامه‌نويس آغاز كرد. او در چند نمايش

 

كوتاه طنز كه در سالن آمفي تئاتر دانشگاه اجرا شد ايفاي نقش كرد و بسيار

 

مورد توجه تماشاچيان قرار گرفت. (روان) كار حرفه‌اي خود را در اين زمينه در

 

سن 23 سالگي و در سال 1978 با ايفاي نقش در يك نمايش كمدي با نام

 

oclock news شروع كرد.

 

اين نمايش يك تقليد خبر طنزآميز بود كه از شبكه BBC انگليس پخش

 

مي‌شد. اين نمايش كمدي كه پخش آن مدت چهار سال ادامه داشت

 

موفقيت چشمگيري به دست آورد و در اين مدت چهار سال (روان) جوايز

 

ملي و بين‌المللي فراواني را از اتحاديه‌هاي مختلف از آن خود كرد. (روان) كه

 

با بازي در اين سريال محبوبيت خاصي در انگليس پيدا كرده بود در سال

 

1980 به اين ترتيب عنوان بازيگر سال BBC را از آن خود كرد و مورد تقدير

 

قرار گرفت. (روان) در سال 1981 در يك نمايش تك نفره طنز در تئاتر (وست

 

اندلندن) بازي كرد و بعد از اتمام يك فصل كامل بازي جايزه بازيگر كمدي

 

سال اتحاديه تئاتر (وست اندلندن) را از آن خود كرد. او جوان‌ترين فردي بود

 

كه تا آن زمان تئاتر تك نفره طنز بازي كرده بود. دومين نمايش تك نفره او در

 

سال 1988 نه فقط در لندن بلكه در نيويورك، استراليا، نيوزلند و خاورميانه

 

بسيار موفقيت‌آميز بود و مورد استقبال قرار گرفت.او در سال 1983 با

 

همكاري فيلمنامه‌نويس (ريچارد كورتيس) نمايش طنز( )Black Adder(افعي

 

سياه) را براي BBC ساخت كه اين سريال نيز برنده جوايز فراواني در سطح

 

بين‌المللي شد و (روان) به واسطه بازي در نقش اول اين سري نمايش‌ها

 

براي دومين بار عنوان بهترين بازيگر سال BBC را از آن خود كرد. اين سريال

 

در چهار دوره متوالي پخش شد.
_ _ _

معروف‌ترين كار تلويزيوني بزرگ او در سال 1989 ساخته شد. اين سريال

 

كمدي صامت، مجموعه نمايش‌هاي (مستربين) بود كه براي شبكه‌هاي ITV

 

و HBO توسط شركت (تايگر اسپكت) ساخته شد. در اين مجموعه

 

نمايش‌هاي طنز، (روان) نقش يك شهروند انگليسي دست و پا چلفتي را

 

بازي مي‌كرد كه بدون كلام و بيشتر با شكلك‌هاي صورت و حركات خنده‌دار،

 

خنده را بر لبان تماشاگران مي‌نشاند. اين سريال برنده جوايز بين‌المللي

 

فراواني از جمله (رز طلايي مونترايكس) شد و در سال 1995 نيز عنوان

 

بهترين نمايش كمدي را از آن خود كرد.

 

اين سريال از شروع ساختش بسيار مورد توجه كشورهاي مختلف دنيا قرار

 

گرفت و در بيش از دويست كشور مهم دنيا فروخته شد و از آن به بعد

 

(روان) به عنوان (مستربين) در سطح بين‌الملل معروف شد. اين مجموعه

 

نمايش‌ها از لحاظ اقتصادي براي تلويزيون انگليس پرفروش‌ترين سريال دهه

 

نود به شمار مي‌رفت. اين مجموعه از سال 1989 تا 1995 در تلويزيون بريتانيا

 

ساخته و پخش مي‌شد. در سال ( 1997روان) يك فيلم سينمايي را نيز با

 

اين نقش بازي كرد كه (بين، نمايش واقعه ناگوار) نام داشت و در سطح

 

جهان موفقيت‌هاي فراواني را از آن خود كرد...

 

يك نويسنده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

(روان آتكينسون) نه تنها يك بازيگر بلكه يك نويسنده، تهيه‌كننده و دوبلر

 

معروف فيلم‌هاي كمدي در اروپا به شمار مي‌رود وي مي‌گويد: يك فيلم

 

كمدي خوب علاوه بر بازي خوب يك كمدين نياز به يك موسيقي زيبا، يك

 

كارگرداني خوب و يك فيلمنامه زيبا دارد.

 

او در مورد مجموعه (مستربين) مي‌گويد: من هرگز دوست ندارم از

 

مستربين كه با آن در سطح دنيا شناخته شده‌ام جدا شوم. من از بازي در

 

اين نقش لذت فراواني مي‌برم.(روان) علاوه بر اين مجموعه‌هاي تلويزيوني،

 

فيلم‌هاي سينمايي بسيار موفقي را هم در كارنامه هنري خود دارد.

 

(روان) در سال 2006 ساخت دومين مجموعه مستربين را آغاز كرده است

 

كه در 29 مارس 2007 به سينماها آمد. اين مجموعه تعطيلات مستربين نام دارد.

 

ازدواج مستربين

 

روان در فوريه 1990 با (سانتراسايستي) ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج دو

 

فرزند به نام‌هاي (بنيامين) و (ليلي) مي‌باشد. قابل ذكر است كه مستربين

 

عاشق ماشين‌هاي سريع‌السير از جمله (استون مارتين) است. وي در

خصوص ماشين‌هاي تندرو مقالاتي را در مجلات ماشين منتشر كرده است

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:14 بعد از ظهر توسط هانیه | |
جملاتی از دکتر علی شریعتی

خدایا به هر که دوست می داری بیاموز که : عشق از

زندگی بهتر است و به هر که دوست تر می داری بچشان که : دوست

 

 

 داشتن از عشق برتر

 

سر مایه های یک دل حرف هایی است که برای نگفتن دارد

 

شگفتا وقتی که بود نمی دیدم  وقتی می خواند نمی شنیدم  وقتی

 

دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 11:12 قبل از ظهر توسط هانیه | |

 

با سلام خدمت تمامی خوانندگان بی سلیقه ی پدیس گفتم یه سلامی عرض کنم نگید نویسنده ی بلامعارضه  و حالا چند تذکر:

۱- اولا اینقدر نظرات عشقولانه و جیگر میگری ندید  از انتقادات سازنده ی شما یا تعریفاتتون بیشتر خوشحال می شم.

۲- بنده دانشجوی امیر کبیر یا خواجه کبیر داریوش کبیر و حتی روستای علی آباد نیستم.

ممنون از حضور پر گرم و با حرارت شما   وای سوختم   چه یخ

 

 

اس ام اس

 

به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که

 

قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي

 

 به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از

 

زيبايي باز کرد

زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است

 

چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مرگ است چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي

 

است چرا مي ميريم ؟ اگرعشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگرعشق

 

 نيست چرا عاشقيم؟:-؟؟

دیشب من در بند کور دلان عشق ستیز بودم به گناه عاشق بودن چون

 

 عشقم را در پستوی خانه نهان نکردم چون راز دلم در چشمانم پیدا

 

 بود مرا به گناه نشستن نزد زیبارویی دستبند زدن گفتند که چرا

 

عاشقی؟ گفتند که شعله ای در دلت داری گفتند که آتش گناه است و

 

 تو آتشی در دل داری دهانت را می بویند مبا دا گفته باشی دوستت

 

دارم دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد روزگار

 

غریبیست نازنین

آرزو دارم ماه همیشه کامل ودرخشان باشه وشما همیشه راحت وخوب

 

 باشی هر وقتی شما خواستی تغییر بدی روشنایی رو بخاطر داشته

 

 باش من بهترین شبها رو برات ارزو کردم

مثل یه گل رز به اب نیاز داره مثل فصول سال که به تغییر نیاز دارن

 

مثل یه شاعرکه به قلم نیاز داره من به تو نیاز دارم

دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي

 

مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي

 

 خواي از دستش بدي

ازدواج حقيقي يعني هر روز عاشق همان شخص شدن


شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!!

 

شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب

 

 بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک

 

 ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني


تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز

 

خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه

 

عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز

 

رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر

بوسه اسم است چون عمومي است بوسه فعل است چون هم لازم است

 

 هم متعدي بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل

 

 را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است چون از قيد انسان خارج

 

نيست بوسه حرف ربط است چون 2 نفر را به هم متصل ميکند

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اثر

 

 ندارد غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون

 

شد دل تو خبر ندارد

بزرگترين گناه: سکوت... بزرگترين شجاعت: بگويي دوستت دارم...

 

 بزرگترين سرمايه: دوست... بزرگترين اسرار: صداقت... بزرگترين

 

افتخار: عاشق شدن... بزرگترین هنرعاشق ماندن

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور

 

 زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين

 

 بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

می خواستم اسمتو روی سینه ام خال کوبی کنم اما ترسیدم که صدای

 

 قلبم تورو اذیت کنه...

نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل

 

 محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم

 

کوتاه ترين فاصله براي گفتن دوست دارم فقط يه لبخنده . . . . . . . . . .

 

. نيشتو ببند.

 

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببیننت و حسودیشون بشه که

 

ماهشون مال منه .

 

اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی ... بی تو آرومو قرار نداشتم

 

گریه میکردم من فقط تورو می خواستم نه چیزه دیگه ای می دونستم

 

که بی تو خوابم نمی بره ............دوستت دارم پستونک.

 

 

زندگي اجبار است مرگ اخطار است دوستي فقط يکبار است اما

 

جدايي بسيار است.

نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 10:10 بعد از ظهر توسط هانیه | |

اس ام اس های عاشقانه!

خرج كن ولي اصراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. اسوده باش

ولي بيخيالي نكن . حرف بزن ولي وراجي نكن. دوستت دارم...........

ولي پررو نشو

برات یه هدیه دارم ##**#####**## این یه سیم خارداره. بپیچ

 

دورت تا کسی دستش به گل من نرسه


نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي

 

انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد

 

کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن،

 

 کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز

 

 کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي

 يابي

زیر پاهام برگ های خشکیده ، که اونا هم دل خوشی از درخت ندارن

 

میگن درخت میگفت که دیگه وقت تعویض فصله موقع ریزش برگ

 

های خشکه ولی من می دونم که همش بهونه بوده درخت از برگ های

 

خشکیده خسته بوده

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به

 

 او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک

 

 شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد

 

تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که

 

کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد

رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد



سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي

 

رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا

 

نابود خواهد كرد

نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و

 

 جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم

 

روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد

گویند که مکتب عشق را 10 کلاس است 1-نگاه 2-عشق 3-مهر و

 

محبت 4-عاطفه و احساس 5-دوستی 6-خواستن 7-بوسه 8-ازدواج

 

 9-زندگی 10-مرگ!!!


براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي

 

 نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي

 

عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن

 

ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي

 

عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش


نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 10:32 قبل از ظهر توسط هانیه | |