تبليغاتX
بافته ها
بافته ها

شاعر اگر سعدی شیرازی است × بافته های من و تو بازی است

دلم هوای قدیم دارد


امشب دلم هوای قدیم را دارد. هوای آن روزگاران دور، هوای عطر کوچه پس کوچه های دل آشنا،هوای مردان خوب و نجیب، هوای زنان خفته در بیشه ی راستی هوای قصه های قشنگ قصه گوی قهوه خانه ی زیر گذر قصه ی پهلوانان و حدیث مردان سحر و شب زنده داران عشق.
دیگر جایی برای بغض نیست. زمان گریه کردن است اما با کدامین چشم مگر نه این که می گویند باید قلبت بشکند تا اشکت جاری شودمن که قلیم سالهاست شکسته و هزاران بخیه از زمان داردولی باز هرروز آن را وصله می کنم پس قلبی برای شکستن ندارم اما دلم هوای قدیم دارد  امشب دلم هوای قلب عاشقی را دارد که زیر گذر برای وصال به معشوقه اش شمع روشن می کرد و در حضور حضرت عشق عاشقانه اشک می ریخت. یادآن ایام بخیر، یاد آن زبانها که فقط به خیر می چرخیدند و یاد ان آدم ها که محبت را به رایگان می فروختند.
امشب دلم هوای گندم و کبوتران امامزاده را دارد. هوای گنبد و گلدسته ها، قلب هایی صاف و تکه های سبز پارچه ای که به قفل و مرقد امامزاده گره خورده اند و هر گره آرزویی بودند.
اصلا امشب دلم هوای خوبی ها را کرده خوبی های که به خاک سپرده شده اند.  هوای مهتاب و آفتاب قدیم ، هوای دست های پینه بسته مردان خسته، هوای سفره ی هفت سین قدیم، لوطی های دوره گرد جی جی بی جی و هلهله ی بچه ها.
خسته ام از نامردمی ها از دورنگی و دود دروغ هوای بوی اسفند و صلوات، مردانی که با دیدن زنی پشت به می گردانند و قمه در شکاف دیوار می کردندرا دارم. دلم هوای قدیم را دارد  هوای خلاصه ی خوبی ها هوای آسمان آبی کوچه بن بست قدیمی خودمان که هنوز چارچوب در قدیمی اش بوی دست های هنرمندی را می دهد که سالهاست فراموش شده و باز این که دلم هوای قدیم دارد و یک همزبان قدیمی

نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 4:17 بعد از ظهر توسط هانیه | |
از خودم
این شعر رو تقدیم می کنم به تمام اونایی که معنی اونو درک کنن و مثل من فکر کنن چون این فقط یه عقیده است در قالب شعر، نه قصد و قرضی در کارِ نه تحمیل حرفی و نه و نه و نه های بسیار دیگه
مگرغیر از این است که : هر چه می خواهد دل تنگت بگو

                              نمی دانم

نمی دانم چرا امشب پریشانم نمی دانم چرا دریا به دست باد می چرخد
چرا ساحل شود همیار ماهی ها
چرا ماهی همیشه غرق ابهام است و بی ماوا به سمت ساحلی بی آب می گرید
چرا همواره عکس ماه بی منت به سوی آبها جاریست
چرا تا نوبت ما می شود شب ها همه ابری است
چرا تا نوبت ما می شود ماهی در اوج آسمانها نیست
چرا تا نوبت اشک و شک ماست اینچنین دنیا پر از لبخند و شادی می شود!؟  آری
این خراب آباد بی رحمی که عشقی در هوای آن نمی چرخد
و قلبی بی غل و غش در تپش نیست و
رل خوانی شیطان پرطرفدار است
بی منت مرا در کام ابلیس سیه کارش فرودارد   ولی من اینچنین فریاد خواهم زد
که افسوسا دریغا وامصیبت ها
که من این جسم خاکی در چه زندانی اسیرم و این زندان برای پرسش ما و ندانم های پی در پی
سکوت مرگباری داد خواهد زد

نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط هانیه | |

    سلام... این بخشی که می بینید اسمش خارج از گود هست که کمی از روند عادی وب خارج و به به چیزهای دیگه می پردازه مثل هنر و هنرمندان، اجتماعی و غیره  که فکر کنم برای تنوع بد نباشه و یه آب و هوایی عوض کرده باشیم  . . . راستی تولدم رو که دوسه روز پیش بود به خودم تبریک می گم..(متولد برج سرطان)


امروز می خوام چند تا سایت از هنرمندان بهتون معرفی کنم در باره ی هر کدوم هم یه توضیحاتی بهتون می دم


www.bahramradan.com به مزه است هیچی هم نداره       "بهرام رادان " 
www.mehranmodiri.com   فقط یه خبر کوچولو و عکس   "مهران مدیری"
www.siamakansari.com  بانمکه   "سیامک انصاری
www.pejmanbazeghi.com عکس های تر و تمیز از این بازیگر ، باشگاه طرفداران او و آپ پنج ماه پیش از نکات قابل توجه این سایته که نسبت به بقیه خوشایند تره      "پژمان بازغی"
www.najafzadeh.ir آمار بازدید و کامنت هاش خیلی بالاست وبش هم مثل خودش فعاله و خودش توش می نویسه و تازه تمام نظرات را هم بدون سرزدن به وب نظر دهنده می خونه من که رفتم یه شعر از خودش گذاشته بود که برای داداشش که بدنیا اومده بوده گفته بوده خوبه       "کامران نجف زاده "
www.dehnamaki.blogfa.com   این آقای دهنمکی مثل خودمون خاکیه و اهل وبلاگ نویسیه، در ضمن چیز خاصی در مورد اخراجی ها نداره بیشتر از خودش نوشته سر و ریخت وب هم تعریفی نداره مشکیه در کل خوبه    "مسعود ده نمکی"
اینم چند تا وبلاگ از چند ورزشکار
www.alikarimi8.com    توضیحی ندارم    "علی کریمی"
 
www.aliparvin.ir    زندگینامه و اخبار مربوط به سلطان و همچنین تریبون آزاد از نکات قابل ذکر این سایته     "علی پروین"
www.hadisaei.pesianblog.com   "هادی ساعی"
www.hashemian.net   "هاشمیان"

  برید ببینید و لذت ببرید و به جوون ما هم دعا کنید و همین دیگه اینم از آپ ایندفعه ی ما حالا نظر چی می دی هیچی ..می ری توی سایت هایی که گفتم نظر می دی عیب نداره به قول رضا صادقی "غمی نیست ما برقراریم"...شوخی کردم می دونم همتون باصفایین تازه ما که گشنه ی نظر نیستیم و به قول سارش نظر گدایی نمی کنیم تعداد کامنت های منم خیلی خیلی خیلی خیلی متوسطه البته الان نیازی به نظر نیست نگه دارید واسه مطالب عشقولانم نظر بدین

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 9:54 قبل از ظهر توسط هانیه | |

         روز مادر و میلاد باسعادت حضرت فاطمه ی زهرا(س) مبارک

 

                   همیشه در خیال من زشعله گرمتر تویی

 

                   اینم یه شعر از خودم تقدیم به همه ی مادرا

 

   ای سرآغاز وجودم مادرم

 

                    ای تمام تارو پودم مادرم

 

             ای که تو سرچشمه ی عشقی و بس

 

                                     تو طلوع بی غروبم مادرم

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 8:5 بعد از ظهر توسط هانیه | |
 

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند

 

و دست منبسط نور روی شانه ی انهاست

 

نه وصل ممکن نیست

 

     همیشه فاصله ای است

 

      دچار باید بود

 

وگرنه زمزمه ی حیرت میان دوحرف حرام خواهد شد

 

و عشق صدای فاصله هاست صدای فاصله هایی

 

که غرق ابهامند   نه

 

صدای فاصله ای که مثل نقره تمیزند

 

و باشنیدن یک هیچ می شوند کدر

 

   همیشه عاشق تنهاست...

 

                              سهراب سپهری

نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 8:53 قبل از ظهر توسط هانیه | |

سلام

 

من تا الان بیشتر مطالب و اشعار و گزیده هایی از جاهای دیگرو توی وبلاگم

 

 آوردم ولی حالا تصمیم گرفتم که بیشتر از خودم خلاقیت نشون بدم 

 

 امیدوارم با این برنامه برای آینده وبم بدتر از این که هست نشه

 

این یه عشقولانه از خودم امیدوارم بپسندید

 

کاش تا لحظه ی بودن می بود   کاش تا عمق دلم را می جود

 

و در آوار دلم عشق به خود را می دید

 

   که هنوزم به دم گرم وجودش جاریست

 

          کاش می دانست حاشای نیازم را

 

که به یک قطره ی باران که به یک نقطه ی نور به یک خواب عمیق رضایت

 

 می داد

و نه این عمق دل عاشق نیست

 

های آنان که دم از عشق و ریاضت زده اید   اندکی صبر کنید  نگهی بر من

 

دیوانه کنید ارزانی   تا بفهمید که عشق آن هوس نیست که امروز بود فردا

 

نیست  آن قفس نیست که در بسته و فردا خالیست

 

عشق آن دریاییست که دلم از وسطش می گذرد و بدون قایق تا ته گرداب

 

فرو می گیرد

 

نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 5:34 بعد از ظهر توسط هانیه | |