شاعر اگر سعدی شیرازی است × بافته های من و تو بازی است
پیامک..پیامک منتظر باش اما معطل نشو.تحمل کن اما توقف نکن.قاطع باش اما لجباز نباش.صريح باش اما گستاخ نباش.بگو اره اما نگو حتما.بگو نه اما نگو ابدا. بهترين مترجم کسيست که سکوت را ترجمه کند يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چي ؟ گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ... گفتم : يه خواهش دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار . گفتي : به چشم ... حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ... تو هم اون دور دورا ايستادي اگه ديدي کسي محکم بهت لگد زد ناراحت نشو چون خيلي توپي ميدوني بدترين معلم كيه/ زندگي چون اول امتحان ميگيره بعد درس ميده دغدغه هاي يه پسر جوان - کار ندارم - پول ندارم - سربازي نرفتم - ماشين و خونه ندارم - و ... دغدغه هاي يه دختر جوان - لاک ناخنم پاک شده - مهري سرويس طلا خريده - دختر خاله ام ماشين داره - مامان غذاي خوب نمي پزه - عروسکم رو هنوز نخوابوندم - و ... عجب دنياي باحالي من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود. اگر منو تو دو برگ بوديم... هنگام خزان ... زودتر از تو ميشكستم و مي افتادم... تا زماني كه تو مي ا فتي... در آ غوشت گيرم كانن سريعترين دوربين دنيا را ساخت .. اين دوربين مي تواند از خانومها در لحظه اي كه دهانشان بسته است عكس بگيرد . امروز چندتا نفس کشيدي 10تا ... 100تا ... 1000تا ... به اندازه همه نفس هايي که تا امروز کشيدي واسم عزيزي تمام گلهاي خوشبوي دنيارو هم به پات بريزم بازم کمه چون پاهات خيلي بو ميده نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدامي کني. ميدوني سردره مطب جراحي پلاستيك چي نوشته؟؟؟؟؟؟...... نوشته لولو تهويل ميگيريم هلو تحويل ميدهيم. وفاي بي وفايان کرده پيرم ، برم يار وفاداري بگيرم ، اگر يار وفاداري نگيرم ، سر قبر وفاداران بميرم. جاده عشق تا اطلاع ثانوي ليز و لغزنده مي باشد از عاشقاني كه قصد سفر در اين جاده را دارند خود را به زنجير محبت و صميميت مجهز كنند. ‹‹ پليس راه عاشقان ›› يه روز يه خره داشته به اسبه با حسرت نگاه مي كرده ميگن چرا با حسرت نگاه ميكني ميگه كاش تحصيلاتمو ادامه داده بودم تو+عشق=زندگي زندگي+تو=ارامش من-تو=ديوونگي عشق+ديوونگي=تو زندگي-تو=مرگ به هم مي رسيم 3 نفر ميشيم . من و تو و شادي . از هم دور ميشيم 4 نفر ميشيم . تو و تنهايي ، من و خاطره . فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد. - روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست در مجلس ختم من گاز اشكآور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.![]()
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت
9:7 قبل از ظهر توسط هانیه | |


